تبلیغات
تخیلات من! - بعضی شبها!
 
آدم بدون علم سخت میتونه زندگی کنه، اما بدون احساس محاله که بتونه!

بعضی شبها!

نوشته شده توسط :هاجر برات زاده
جمعه 16 دی 1390-12:18 ق.ظ

گاهی وقتها ، بعضی شبها
      یه حالی، یه احساسی بهم دست میده که از جام پا میشم و بی اراده میرم پشت پنجره
و پرده رو میزنم کنار
باور کنید من منتظر سوپرمن نیستم!
        ولی پرده رو میزنم کنار و خودم هم نمیدونم تو اون فاصله ی سه - چهار متری از سطح زمین کدوم بشر دوپایی میتونه بایسته که من بخوام ببینمش


  چیزی جز شب و مهتاب نمیبینم
   اما انگار چیزی بوده که منو به سمت پنجره میکشه
     و انگار چیزی هست که التهاب منو به دریا میسپاره.....

      گاهی وقتها، بعضی شب ها....





درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox