تبلیغات
تخیلات من! - تا حالا شده؟!!!!!!
 
آدم بدون علم سخت میتونه زندگی کنه، اما بدون احساس محاله که بتونه!

تا حالا شده؟!!!!!!

نوشته شده توسط :هاجر برات زاده
جمعه 25 آذر 1390-08:10 ب.ظ

تا حالا شده کلی دنبال یه آدرس بگردین و آخر سر از یکی بپرسید ببخشید فلان جا کجاست؟ اون هم دقیقا به یه قدمی تون اشاره کنه که همین جا!!

تا حالا شده وقتی کسی بهتون زل زده شما سرتون رو بالا بگیرید و بخواید از کنارش رد شید و دقیقا جلوی چشمای همون آدم پاپیچک بشید!!

تا حالا شده فقط به خاطر یه ناخنک کوچیک به غذا، یه تیکه ی چرب و چیلی دقیقا بیفته رو یقه لباستون که میخواستین باش برید یه جای مهم!!

تا حالا شده وقتی یه سوال مهم ازتون میپرسن و همه دارن به شما توجه میکنن، همینکه میخواید جملات قصارتون رو به جمع بگید، صداتون خروسی بشه!!

تا حالا شده وسط یه کل کل داغ با یه نفر یه دفعه یه چیزی بگید که مفهومش در واقع ضد شما و تیم شماست!!(امان از جوگیر شدن)

تا حالا شده وقتی خیلی هیجان زده شدید و با همون حال یه چیزی رو میگید که فکر میکنید چقدر مهم یا با حاله، ولی همه عین آب یخ بهتون نگاه کنن!!

اینها یه سری اتفاقاته که وقتی برای آدم پیش میاد، بسته به آدمش و گروه خونیش و درجه تبش، ممکنه از خجالت سرخ بشه، ماتش ببره، یا بخواد خودشو بکشه!!!!

به هرحال وقتی این چیزای کوچیک ممکنه برای خیلی ها پیش اومده باشه یعنی چیزهای خیلی بزرگتر هم برای خیلی از ادمها ممکنه یه تجربه مشترک باشه

 

خلاصه اینکه عزیز من،  غم مخور!

 





درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox